معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
326
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
ناچيز باشد قيمتش نيز مثل آن باشد ، و هر كه را همت عقبى است قيمت وى نعيم عقبى است . پير طريقت گفته است كه حق تعالى دنيا را بيافريد و بر قومى بياراست و گفت : اين جاى بلا است ، و آخرت را « 1 » بياراست ، و فرمود اين نشان عطا است ، و خود را بياراست بر قومى و فرمود اين عطاى بر عطا است ، آنگاه گفت هر دو گيتى از آن ما است « 2 » . * * * نه جويم جنّت و نه حور و نه انهار مىخواهم * به تو ارزانى اى زاهد كه « 3 » من خود يار مىخواهم شهان مملكت فردوس را بارى بدست « 4 » آريد * كه من درويش عالىهمتم ديدار مىخواهم حكايت : آوردهاند كه يكى از ملوك خراسان كريمه ملكى از ملوك فارس را خطبه كرده ، به عقد خود مخصوص گردانيد و مدّت مديد ترتيب جهاز آن دختر نمودند ، و بعد از آنش با دويست شتر در زير بار از اقمشه و امتعه و ديبا و حرير و درهم « 5 » و دينار و جواهر زواهر . و صد نفر غلام تركى و هندى و چينى « 6 » و صد كنيزك تركيه و ارمنيّه « 7 » به همراه عروس از فارس بخراسان فرستادند ، داماد حاجبى را باستقبال ايشان فرستاد و با حاجب گفت : از فحواى معاملهء عروس كيفيّت اوضاع و علوّ همت و ارتفاع آن معلوم كرده ، به زودى مراجعت نماى . حاجب چون بشرف ملاقات فائز گشت ، عروس را ديد در محفّهء زرين نشسته و گربهء در پيش خود نشانده ، و قلاده
--> ( 1 ) - الف : بيافريد و بر قومى بياراست . ( 2 ) - الف : و ما از آن آنگه ازين هر دو برخاست . ( 3 ) - الف : همه من يار مىخواهم - ر : نه جنت جويم و نه حور و نه انهار مىخواهم . ( 4 ) - ح : بارى به چنگ آريد . ( 5 ) - الف : دراهم و دنانير . ( 6 ) - الف : حبشى . ( 7 ) - ح : ارميه .